شعر عاشقانه،متن عاشقانه،جملات عاشقانه،اس ام اس عاشقانه
شعر عاشقانه،متن عاشقانه،جملات عاشقانه،اس ام اس عاشقانه
دوباره میخوام اوج بگیرم با اکوردای مینور
کلماته تو دفترم خط خورده همینو
با خودکاری که همرنگه لامپ اتاقمه
بنویسم ازت این بدنه داغمه
که واست میخونمو نگی من فراموش کارم
بی تو لبای خندون تا بناگوش دارم
من همیشه مینویسم وسط نصفه شب
ازت وقتی حس ندارم به عکست چت بشم
فقط به این فکر کنم تو هم حال منو داری
یا فکرم نیستیو از یادم بیزاری شاید
فکرمی یا تو بقل یکی دیگه ای تو
که حس میکنه طمع ماتیکه میوه ایتو
شایدم رو سینه ی چپش دراز کشیدی
بهش چسبیدی بوی 212 میدی
اگه بدونی این فکرا بام چی میکنه
یه خطه صاف رو مغزم که روانیم میکنه
امیدوارم به زیبایش تو تنوتو نبازی
واقعا عاشقت باشه باهاش دنیاتو بسازی
اونم مثه من حاظره شبا بیدار بمونه
اولین حرفه اسمتو رو دستش خال بکوبه
شبا کارم این شده که برات بنویسم
بگم چیزی نداشتم که به پات بریزم
تو یکی رو میخوای پول مایه آویزون به جیبش
نه منی که واست حتی آرزوم کوچیکه
برنگرد دارم میشمارم نبوداتو بی رحم
نمیتونم چرا بگم جوابه کمبوداتو میدم
برو تو قلب من دیگه نمونده واسه تو جایی
برو با یارو دلدارت منو بزار تو تنهایی
رمانه تیره رو عکست کشیدم یعنی که مردی
تو رفتی با خود عشقو از این دنیای من بردی
امشب خیلی فرق داره با شبای قبل ترم
دیگه اشک نمیریزمو رو ورقای دفترم
شاید دیر بفهمی که من دوست داشتم
دیگه تاره موهاتو ندارم لای دفترم
شایدم وای چه فکرایی کثیفی
یعنی تو هنوزم مثه گذشته لطیفی
بیخیال یه روز عطره موهاتو من حس میکردم
ولی الان ..... به زندگیت برس میرم من
تو منو نخواستی ولی من همیشه پات بودم
تو سوسول میخواستی من یه فقیره لات بودم
من همیشه دوست داشتم ولی تو نه
من همه چیمو برات گذاشتم ولی تو نه
الانم پشتت گرمه منو تحقیر میکنی
به خدا قسم یه روز میشه تغییر میکنی
به حس سوزه صدام به دنیا قسم
که یه روز دلت تنگ میشهو واسه بخاره نفسم
یه مدت واست آقا بودم حالا شدم یه بچه
صدامو گوش کن قسم به همین یه خط شعر
ببین بچه کسی میشه که توهش برمیگردی
این بچه اونی بود که باهاش لباتو تر میکردی
همین بچه میخونه با یه صدای تازه
کسی که تو هفتا آسمون یه ستاره داره
تو دنیارو قسم میدادی با من میمونی
الانم که رفتی خیلی داغم میدونی
میدونی دارم چوبه ی او وفاداری رو میخورم
واسه آبرویه خودم هواداریتو میکنم
تو گفتی ستارمی تو آسمون ستاره نیست
نه واسه تو اشک نمیریزه چشای خیس
واسه خودم که چه قدر بدبخت بودم
عاشقه تویه هرزه ی لاشی چند وقت بودم
واسه خودم که چه قدر بدبخت بودم
عاشقه تویه هرزه ی لاشی چند وقت بودم
برو تو قلب من دیگه نمونده واسه تو جایی
برو با یارو دلدارت منو بزار تو تنهایی
رمانه تیره رو عکست کشیدم یعنی که مردی
تو رفتی با خود عشقو از این دنیای من بردی
Arsham
شنبه 9 خرداد 1394 ساعت 01:00
وبلاگ خیلی قشنگی دارید.
سلام مرسی تو خوبی؟مرسی ک یاد کردی ازم،چند سری اومدم روم ولی خب اونجا نبودی با بچه ها هم آشنا نبودم زیاد نموندم
تا خرخره پر از دلتنگی ام …
مرسی
دیگه میل ندارم …
عالی بود ارشام